X
تبلیغات
نماشا
رایتل
خاکستر
آرشیو
موضوع بندی
یکشنبه 9 شهریور‌ماه سال 1382
یه پرنده‌اس که از پرواز خود خسته‌ا

رضا ادعا داشت: که هیچ وقت یا حداقل‌اش می‌گفت فلان وقت!
من اما می‌گفتم هر وقت شد
، شد.
رضا زد زیر حرفش خیلی زود.
من هم نیمچه راهی رفتم و برگشتم خیلی زود.
الان هم که با هم صحبت می‌کنیم دلتنگی‌هامان یکی شده و در آنچه که دلگیرمان می‌کند مشترکیم.
مثل اینکه از این فضا باید فاصله گرفت که عجب فضایی شده.
شاید دوباره شروع کردیم خیلی دیر.

« بیا ای خسته خاطر دوست! ای مانند من دلکنده و غمگین
من اینجا بس دلم تنگ است
بیا ره توشه برداریم
قدم در راه بی فرجام بگذاریم .»

 


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
تعداد بازدیدکنندگان : 262834


Webstats4U - Free web site statistics Personal homepage website counter
hit counters

Powered by BlogSky.com

عناوین آخرین یادداشت ها